
امروز 22 آذر 1397 درست چهل روز از در گذشت مادر مهربانم گذشت. طوری که پدرم تعریف میکرد زمانی که من شیرخواره بودم مادرم مرا بجانش میچسباند و با عشق و علاقه و با چهره ای زیبا و خندان به من شیر میداد و میگفت بخورم عزیز دلم-xa0...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیزم.حالتونخوبه خوشحالم از اینکه همراهمان هستید. در این مدت من بنا بدلایلی وبلاگ فعال نبودم. با وجود پیشرفت های روز افزون در حوزه ارتباطات و شبکه های اجتماعی من کماکان ع...
ادامه مطلب
ای کاش این ... کارها را می کردم. این ... راهها را میxadرفتم. این ... جاها را میxad گشتم. آن کتابxadها را می نوشتم، این کتابxadها را می خواندم. این ... ها را می دیدم. آن ... ها را می شنیدم. ای کاش در زنده گی کردنم زندگی می کردم. ریحانه خوشحالم از اینکه هنوز آن ریحانه خردسال وجودت با آن ظاهر آرامش در میدان وسیع روحت بازی و بازیگوشی می کند، زمین میxadخورد و گریه اش میxadگیرد و تو ریحانه برزگسال بلندش میکنی نوازشش میکنی و میخندی. تو و او هر دو من هستید و من هر دو تان را دوست می دارم. ریحانه دخترم از...
ادامه مطلب
چقدر ذوق زده می شوم وقتی دخترکان سرزمینم را می بینم که سطل رنگ به یک دست و بوم در دست دیگر دیوارهای شهرم را نقاشی می کنند و چه نقاشی های زیبا و پر معنایی. این کار تا دیروز فقط از آن مردان بود ........
ادامه مطلب